به گزارش صالحین:

خطبه : 10

و من خطبة له ع

خطبه اى از آن حضرت (ع )

خطبه : 11

و من كلام له ع لابْنِهِ مُحَمَدِ بْنِ الحَنَفیةِ لَمَا اءَعْطاهُ الرَایةَ یوْمَ الْجَمَلِ:

سخنى از آن حضرت (ع ) به پسرش ، محمد بن حنفیه ، هنگامى كه در جنگجمل رایت را به دست او داد:

خطبه : 12

و من كلام له ع لَمَا اءَظْفَرَهُ اللّهُ بِاءَصْحابِ الجَمَلِ وَ قَدْ قَالَ لَهُ بَعْضُ اءَصْحَابِهِ: وَدِدْتُ اءَنَّاءَخِی فُلاَنا كَانَ شَاهِدَنَا لِیرَى مَا نَصَرَكَ اللَّهُ بِهِ عَلَى اءَعْدَائِكَ. فَقَالَ لَهُ ع :

چون خداوند در جنگ جمل پیروزش گردانید، یكى از یاران گفتش اى كاش برادرم ، فلان ، مىبود و مى دید كه چسان خداوند تو را بر دشمنانت پیروز ساخته است . على (ع ) از او پرسید:آیا برادرت هوادار ما بود گفت : آرى . على (ع ) گفت :

خطبه : 13

و من كلام له ع فِی ذَمَّ الْبَصْرَةِ وَ اءَهْلُها:

سخنى از آن حضرت (ع ) در نكوهش بصره و مردمش :

كلام : 14

و من كلام له ع فِی مِثْلِ ذلِكَ:

سخنى از آن حضرت (ع ) در همین معنى :

كلام : 15

و من كلام له ع فیما رَدَّه عَلَى الْمَسْلِمینَ مِنْ قَطائعِ عُثْمانَ:

سخنى از آن حضرت (ع ) درباره زمینهایى كه عثمان در زمان خلافت خود به این و آن داده بود وامام (ع ) آنها را به مسلمانان بازگردانید:

خطبه : 16

و من خطبة له ع لَمَا بُویعِ بِالْمَدینَةِ:

خطبه اى از آن حضرت (ع ) هنگامى كه در مدینه با او بیعت كردند:

كلام : 17

و من كلام له ع فِی صِفَةِ مَن یتَصَدَى لِلْحُكْمِ بَینَ الا مة وَ لَیسَ لِذلكَ بِاءَهْلٍ:

سخنى از آن حضرت (ع ) در وصف كسانى كه داورى میان مردم را به عهده مى گیرند و شایان آننیستند:

كلام : 18

و من كلام له ع فی ذَمٍّ اختِلافِ العُلَماءِ فِی الفُتْیا:

سخنى از آن حضرت (ع ) در نكوهش اختلاف علما در فتوا:

كلام : 19

من كلام له ع قالَهُ لِلا شْعَثِ بْنِ قَیسٍ وَ هُوَ عَلى مِنْبَرِ الْكُوفَةِ یخْطُبُ، فَمَضى فِی بَعْضِ كَلامِهِ شَی ء اعْتَرَضَهُ الا شْعَثُ فَقالَ: یا اءَمیرَالمؤ منینَ، هذِهِ عَلَیكَ لا لَكَ، فَخَفَضَ عَلَیهِالسّلامُ إ لَیهِ بَصَرَهُ ثُمّز قالَ:

سخنى از آن حضرت (ع ) این سخن خطاب به اشعث بن قیس است . امام در كوفه بر منبر سخن مىگفت . در سخن او عبارتى بود كه اشعث بر آن اعتراض كرد و گفت یا امیرالمؤ منین اینكه گفتىبه زیان توست نه به سود تو. امام تیز در او نگریست و گفت :